گروه نویسندگان حاشیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) گروه نویسندگان حاشیه
Previous Months Home Archive امرداد ٩٢ خرداد ٩٢ اردیبهشت ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ More ...
      حاشیه... ("حاشیه" یک هفته نامه فرهنگی٬اجتماعی و البته سیاسی است.)
کمدین‌های ایرانی هم افسرده‌اند؛ نه؟ by: گروه نویسندگان حاشیه

مطلب منتخب از شماره دوم هفته نامه حاشیه

خندوهناکی!


زندگی هنرمندان همیشه زیرذربین‌هایی است که البته خیلی دقیق و شفاف نیستند. آن‌ها همواره بر چهره‌های‌شان نقاب‌هایی دارند و نمی‌خواهند حتی بعد از مرگ‌شان کسی از زندگی‌شان خبر داشته باشد. همه البته می‌خواهند بگویند ما خوب‌وخوش‌ایم و حال می‌کنیم و هیچ مشکلی نداریم.

این‌که هنرمندان بیش از بقیه جامعه در معرض افسردگی هستند شاید بخشی‌اش به شرایط کاری نامطمئن و سیاست‌های متغیری مرتبط است که هر روز با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند و بخشی هم مسائل و دغدغه‌های درونی است که آن‌ها را به سمت نوعی دو‌گانگی پیش می‌برد. شاید این حالت در طنزپردازان امکان بیشتری  برای خودنمایی داشته باشد. ولی چرا اساسا یک بازیگر طنز ممکن است افسرده باشد؟

مهران رجبی کاملا مخالف است و می‌گوید: «من از اساس این حرف را قبول ندارم. مگر می‌شود کسی بتواند میلیون‌ها نفر را بخنداند ولی خودش افسردگی داشته باشد؟ این یعنی جمع چیزهای متناقض که محال است. یادم می‌آید یک روز از حسین پناهی پرسیدم ماجرای این که گفته‌ای چیزهایی درباره زندگی‌ام هست که بعد از مرگ‌ام می‌فهمید چیست؟ پناهی خندید و گفت: از بس که خبرنگارها دست از سرم برنمی‌دارند، این را گفتم بلکه بی‌خیال‌ام بشوند.» رجبی می‌افزاید‌: «من فکر می‌کنم مهران مدیری خالی می‌بندد. حتما او هم می‌خواسته از شر سوالات نجات پیدا کند وگرنه مهران مدیری کجا و افسردگی کجا!؟ اما درباره دیگرانی که اسم می‌آورید من می‌توانم بگویم یکی‌شان کلا مریض است یعنی من از وقتی او را می‌دیدم مریض بود. رسما مریض بود. باور کنید من قیافه این آدم را که می‌بینم گریه‌ام می‌گیرد یا کس دیگری که چندوقت توی بیمارستان بود و همه می‌گفتند افسردگی دارد اما واقعیت این بود که این دوست عزیز، مشکل اعتیاد داشت و این باعث شده بود که مردم این‌طور فکر کنند که افسردگی دارد یا... .»

مریم امیرجلالی هم تقریبا نظراتی شبیه مهران رجبی دارد. امیرجلالی می‌گوید: «طنز یعنی شادی و اصلا ممکن نیست که کسی که باعث شادی می‌شود خودش آدم شادی نباشد». امیرجلالی مثلا به سلامت روانی خودش نمره خوب می‌دهد و می‌گوید: «مشکلات شخصی همیشه وجود دارد ولی من از همه‌چیز راضی‌ام و حال خوبی هم دارم. اما جواب سوال شما برای من سخت است.»  چند هنرمند دیگر هم که سعی کردیم این مساله را با آن‌ها طرح کنیم، یا به‌نوعی شانه‌خالی کردند یا گفتند نه این‌ها، شایعه است و واقعیت ندارد.

 مجید صالحی اما می‌گوید: «امسال، سال سختی بود. برای همه سال سختی بود. گرانی و فشارهایی که بر مردم در یک‌سال اخیر وارد آمد تا زلزله آذربایجان. این‌ها همه واقعا عرصه را بر همه تنگ کرد. خیلی از ما درگیر این تلخی بودیم. اما نمی‌دانم می‌توانیم این‌ها را افسردگی بنامیم یا نه. اما واقعا سال سختی بود ما فقط سعی کردیم کمی از درد مردم کم کنیم. این‌که در خلوت ما چه اتفاقاتی می‌افتد فدای سر مردم!»

مجموعه «ساعت خوش» سال 73 و 74 شرایط و سبک طنز تصویری در ایران را تغییر داد و چهره‌های شاخص اما جوانی به این عرصه معرفی کرد،اما در آینده، مساله افسردگی در میان دست‌اندرکاران این مجموعه به‌نوعی همه‌گیر می‌شود؛ از کارگردان مجموعه، مهران مدیری، گرفته تا داود اسدی، بازیگر و نویسنده این مجموعه، که در نهایت سال 84 به‌دلیل سکته قلبی در منزل‌اش فوت کرد- آن هم در 38سالگی. اولین حاشیه‌ای که برای این بازیگران پیش آمد ممنوع‌التصویرشدن‌شان بود که شادی آن‌ها را به سکوتی مدت‌دار تبدیل کرد و همان شهرت یک‌شبه برای آن‌ها عاقبت خوشی نداشت.

 با این حال، باز بسیاری این شکل از افسردگی در میان بازیگران طنز را منکر می‌شوند و حتی وقتی مهران مدیری در جایی به مشکل افسردگی‌اش اشاره می‌کند نه کسی باور می‌کند نه انگار برای کسی مهم است. اما هرچه سعی کنیم نادیده‌اش بگیریم باز از جایی سربلند می‌کند؛ یک‌روز «مجید قناد»، مجری برنامه کودک، را در خیابان می‌بینید که بلندبلند با خودش حرف می‌زند و یاد آن شعر حافظ می‌افتید که «با دل خونین، لب خندان بیاور همچو جام». گاهی وقت‌ها کافی است تا فرصتی برای یک فرد معمولی پیش بیاید تا از نزدیک شاهد غیرمعمول‌بودن شرایط روحی برخی طنزپردازان باشد.

 

مهران مدیری: مردی که اصولا خیلی کم می‌خندد. در را به روی خودش می‌بندد و حریم خیلی شخصی‌ای دارد تا جایی‌که فقط دوستانی خاص حق ورود به دفترش در خیابان فرشته تهران را دارند. مهران مدیری انگار آن‌قدر خندیده و خندانده و آن‌قدر در برابر ناملایمات هزارچهره‌ها و دوهزار‌چهره‌ها ایستاده که دیگر چیزی برای خندیدن و شادبودن در او پیدا نمی‌شود. مردی که در گذشته از نظر مالی آن‌چنان پشتوانه‌ای نداشته اما به‌جایی می‌رسد که عطر چندصدهزارتومانی‌اش را روزی هزاربار به رخ دیگران می‌کشد تا شاید این‌طور خلأهای‌اش نمود بهتری پیدا کند. خودش یک‌بار در جشن مجله «دنیای تصویر» گفته بود: «می‌گویند من آدم غمگینی هستم. خیلی وقت‌ها درست است. در طول روز غمگینی به شادی‌ام می چربد. به‌قول یکی از دوستان، غم اگر به جاهای ناجور نکشه، چیز خیلی بدی نیست. می تواند منشا خلاقیت هم باشد. ظاهرا در شرق برای غم اصالت بیشتری نسبت به شادی قائلند».

 

نصرالله رادش: در گذشته‌ای نه‌چندان دور مدتی در بیمارستان بستری بود و در طول مدت درمان همسرش نیز با برگه تقاضای طلاق حال‌اش را وخیم‌تر کرد. همه این‌ها دست‌به‌دست هم داد تا رادش چندسالی از عرصه تصویر دور باشد و حتی هیچ علاقه‌ای هم به برگشتن به این فضاهای، به‌قول خودش، «مسخره هنری» نداشته باشد و اگر دغدغه مالی نبود شاید کار دیگری پیش می‌گرفت. اما این‌که «به‌طور ناجوانمرادنه» در بدترین شرایط روحی از همه سو طرد شد، تنفرش را از فضای هنر و هنرمندان چندین برابر کرد. نصرالله رادش که هیچ‌وقت نمی‌شود صورت تکیده‌اش را نادیده گرفت، به این باور رسیده است که گذشته برنمی‌گردد. رادش نمونه انسانی است که اندوه‌اش قابل لاپوشانی نیست.

 

بهنوش بختیاری: برخلاف ظاهرش، اغلب با اندوه‌ناکی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند و جزو آن دسته از هنرمندانی است که مرتب با روان‌شناس در ارتباط است. بهنوش زندگی پیچیده‌ای دارد که از درگیری با همسر سابق‌اش ریشه می‌گیرد. شاید یکی از دلایل این پریشانی سال‌های اخیرش البته مشکلاتی است که خواهرش برای خانواده بختیاری به‌وجود آورده است. دو فرزند بهناز بختیاری به‌دلیل افسردگی حاد مادرشان، یشتر اوقات در خانه پدربزرگ زندگی می‌کنند.

 

مهران غفوریان: او اغلب حال خوشی ندارد؛ همه می‌دانند که شکست پروژه‌های‌اش حال او را بدتر کرد. اما هرگاه صحبت‌هایی از این دست به میان آمده مهران غفوریان تکذیب کرده است. اما این مهران همان مهران غفوریانی است که مردم در ذهن دارند؟ این مهران الکی می‌خندد. واقعی نمی‌خندد. خودش دیگر مثل پسته‌های خندان مغازه‌اش نیست. حق هم دارد که افسرده باشد. با سریال‌های ضعیفی که برای تلویزیون ساخت این روند شاید خیلی غیرطبیعی نباشد. اما این‌که آدم بشنود مهران غفوریان یکی از خیابان‌های تهران را در شرایط نامساعد روانی بند آورده و با حضور پلیس قضیه رفع‌ورجوع شده، چیزی بیشتر از یک افسردگی ساده است.

 

  Comments ()
Recent Posts سایت هفته نامه حاشیه مصاحبه جدی با مردی که شوخی دارد رونمایی از مجری مناظره کاندیدا های ریاست جمهوری توسط حاشیه+تکمیلی گفتگوی هفته نامه حاشیه با رضا صادقی داستان مجسمه‌هایی که بیشتر از مجسمه بودند! شماره نهم حاشیه منتشر شد نامه علی مطهری به رهبر انقلاب در مورد ردصلاحیت هاشمی رفسنجانی ما فال مشایی را گرفته ایم پیغام شورای نگهبان به هاشمی رفسنجانی:انصراف بده جواب و راه حل جداول و معماهای صفحه سرگرمی شماره ششم حاشیه
My Tags حاشیه (۳٢) انتخابات (۱۱) شماره اول (٧) شماره دوم (٦) شماره سوم (٦) شماره هشتم (۳) شماره ششم (۳) شماره هفتم (۳) شماره نهم (٢) شماره پنجم (٢) جاده خاکی (٢) مشایی (٢) نظرسنجی (٢) هنرمندان (۱) مناظره (۱) یارانه (۱) طنز (۱) زلزله (۱) هاشمی (۱) سرگرمی (۱) بوشهر (۱) فال (۱) متادون (۱) سگ (۱) لاریجانی (۱) شورای شهر (۱) آی تی (۱) مجسمه (۱) کره شمالی (۱) رضا صادقی (۱) کهریزک (۱) رسوایی (۱) مسعود ده‌نمکی (۱) علی مطهری (۱) قدیری ابیانه (۱) منصور ضابطیان (۱) کلاه قرمزی (۱) مسعود فراستی (۱) فواد صادقی (۱) مارگارت تاچر (۱) شماره یازدهم (۱) محمدغرضی (۱) عسل بدیعی (۱) آلماتی (۱) جمشید بسم‌الله (۱) کیم جونگ اون (۱) آب پریا (۱) زاپاس المشایی (۱) جم‌تی‌وی (۱) افسردگی هنرمندان (۱) خندوهناکی (۱) این دماغِ جذاب (۱) نوار 8 میلیونی (۱) سخنرانی طولانی (۱) بهروز وثوقی راد (۱)
My Friends   باشگاه مدیران و متخصصان My Pardis